وبلاگ پزشکی التیام

فوریت های پزشکی

ادم حاد ریه (pulmonary edema) ادم حاد ریه اختلالی است که در آن مقداری مایع بطور غیرعادی در ریه ها (فضای بین بافتی و آئورتها)تجمع می یابد . این اختلال نشان دهنده آسیب شدید عملکرد بطن چپ میباشد و بعنوان یک اورژانس پزشکی است. اتیولوژی: ادم ریه مرحله نهایی پرخونی ریوی است که معمولا” ناشی از نارسایی شدید بطن چپ میباشد.پرخونی ریه زمانی ایجاد میشود که خون ورودی از بطن راست به ریه ها بیش از مقدار خونی است که بطن چپ می تواند بپذیرد وتخلیه نماید.عدم تعادل مختصر بین جریان ورودی خون از سمت راست قلب و جریان خروجی خون از سمت چپ قلب ممکن است پیامدهای وخیمی بدنبال داشته باشد، بعنوان مثال اگر بطن راست فقط یک قطره خون بیش از بطن چپ پمپاژ کند در مدت ۳ ساعت حجم خون ریه حدود ۵۰۰ ml افزایش می یابد.
ادامه مطلب
نوشته شده در پنج‌شنبه 04 مهر 1392ساعت 13:28 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |

 
 

تریاژسیستمی است که برای دسته بندی بیماران جهت تعیین گروهی که تحت مراقبت پزشکی قرار می گیرند یا جهت درمان قطعی انتقال داده می شوند  مورد استفاده قرار می گیرد

تریاژ اساسا تعیین خواهد کرد که کدام افراد جهت حفظ  جان به مراقبت اورژانسی  وسریع نیازدارند –کدام بیماران با وجود تاخیر در مراقبت طبی اورژانسی زنده خواهند ماند  وکدام یک از بیماران علیرغم انجام مراقبت اورژانسی خواهند مرد  تریاژ یکی از ابتدایی ترین عملیاتی است که در صحنه حادثه ای با چند قربانی انجام می شود  واثری مستقیم بر سایر جنبه ها ی عملکرد دارد

تریاز اولیه وثانویه

تریاژاولیه:به سرعت به محض ورود اولین گروه EMS انجام می شود

این تریاژ معمولا در محل اصلی حادثه و به شرط اینکه منطقه بی خطر باشد انجام می شود  برای مثال تریاژ در مورد چپ کردن اتوبوس در داخل وسیله نقلیه انجام می شود بشرط اینکه اتوبوس کاملا ثابت بوده  وعاری از خطرات ایمنی باشد  بیماران معمولا بوسیله روبانها یا چسبهای رنگی

قرمز

زرد

سبز

 یا سیاه

 که به آنها وصل می شود تقسیم بندی می شوند

دسته بندی تریازشناخته شده جهانی  بر اساس  رنگ بصورت زیر است


 

 

رنگ

گروه

میزان اولویت

قرمز

مراقبت فوری  وانتقال ضروری

اولویت 1

زرد

مراقبت اورژانسی تاخیری و انتقال

اولویت 2

سبز

آسیبهای خفیف وبیماران سرپایی

اولویت 3

سیاه

آسیبهای منجر به مرگ یا کشنده

اولویت 4

 

به محض اینکه بیماران از صحنه حادثه به بخش تریاژ منتقل می شوند تریاژ ثانویه انجام می شود

تریاژ ثانویه به ارزیابی مجدد دسته بندی بیماران اختصاص داده می شود به این دلیل که بیماران ممکن است از لحاظ درجه بندی به اولویت بالاتری دست یابد یا به اولویت پایین تری سقوط کند  یا در همان اولویت باقی بماند

 معمولا ًآگاهترین وبا تجربه ترین پرسنل فوریتها که به صحنه میرسد تریاز اولیه را انجا م میدهد

 

سیستم تریاژSTART

Simple Triage and Rapid Transport))

 

 یکی از سیتمهای تریاژی که بطور وسیع مورد پذیرش واستفاده قرار گرفته است سیستم START(تریاژ آسان  وانتقال سریع می باشد

سیستم START برای بالغین توصیه می شود  ومی تواند برای کودکانی که سن بالاتر از 8 سال  و وزن بیشتر از 45 کیلو گرم داشته باشند مورد استفاده قرار گیرد

بخاطر داشته باشید تریاژ START بطور اولیه برای دسته بندی ابتدایی بیماران جهت اولویت انتقال به بخش تریاژ انجام می شود  تکمیل تریاژ برای هر بیمار نباید بیش از 30 ثانیه طول بکشد  چهار مقوله ابتدایی که در تریاژ استارت مورد ارزیابی قرار می گیرند  وبه آسانی با کلمه ARPM بخاطر آورده می شوند عبارتند از

 

1

1-                                              Abilityتوانایی بلند شدن  وراه رفتن(بیماران سرپایی)

2-                                              Respiratory status      وضعیت تنفسی

3-                                              Perfusion status          وضعیت خونرسانی

4-                                              Mentat status              وضعیت هوشیاری

توانایی راه رفتن

با شروع تریاژ اولیه  بیماران هر بیماری که از پیش در صحنه حادثه را رفته است  وافرادیکه بنظر میاید  قادر  به راه رفتن هستند  باید ارزیابی شده وبه محل امنی انتقال داده شوند

هر بیماری که قادر به راه رفتن باشد علیرغم آسیبهایی که دیده باید در آغاز اولویت پایین تر  ودر دسته سبز قرار گیر د

این افراد را محلی منتقل کنید واجازه ندهید در صحنه حادثه راه بروند.

تنفس

 ارزیابی بیمارانی را که راه نمیروند  با نگاه کردن  گوش کردن و احساس تلاش تنفسی شروع کنید  اگر بیمار نفس می کشد وسرعت تنفس او از 30 بار در دقیقه بیشتر است به او برچسب قرمز زده به سمت بیمار بعدی بروید

اگر تنفس کمتر از 30 بار در دقیقه دارد خونرسانی را ارزیابی کنید اگر در ارزیابی هیچگونه تنفسی وجود ندارد راه هوایی بیمار را باز کنید  با باز کردن راه هوایی اگر بیمار نفس کشیدن را آغاز نمود  سرعت تنفس را مشخص کنید اگر سرعت تنفس از 30 بار در دقیقه بیشتر است بر چسب قرمز بزنید  وبه سمت مریض بعدی بروید  اگر سرعت تنفس کمتر از 30 تا ست  ودر حال نفس کشیدن وضعیت خونرسانی را ارزیابی کنید  اگر نفسها کم عمق  ونا کافی است  وبه کمک نیاز دارد بر چسب قرمز زده  وبه سمت مریض بعدی بروید  اگر راه هوایی بیماری را باز می کنید که تنفس نمی کند  و هیچ نوع تلاش تنفسی ندارد بر چسب سیاه(مرده) بزنید  و به سمت مریض بعدی بروید

خونرسانی

وضعیت خونرسانی با ارزیابی زمان پر شدن مجدد مویرگی ونبض رادیال مشخص می شود اگر پر شدن زمان مویرگی کمتر از 2 ثانیه و نبض رادیال مو جود باشد  ارزیابی عصبی را انجام دهید  اگر زمان پر شدن مجدد مویرگ بیشتر از 2  ثانیه باشد  یا نبض رادیال وجود نداشته اشد به بیمار بر چسب قرمز زده و به سمت مریض بعدی بروید  بخاطر داشته باشید که زمان پر شدن 2 ثانیه ای تابع فاکتورهای بسیاری است که عبارتند از سن –جنس- و ملاحظات محیطی  بنابر این نبض رادیال ممکن است شاخص بهتری برای ارزیابی خونرسانی باشد

وضعیت هوشیاری

آخرین جزئی که ارزیابی می شود وضعیت روانی یا عصبی بیمار است در این زمان اگر در حال بررسی وضعیت روانی هستید بیمار باید سرعت تنفس کمتر از 30 باردردقیقه  با تنفس مناسب  نبض رادیال  وسرعت پر شدن مویرگی کمتر از 2 ثانیه داشته باشد از بیمار بخواهید انگشتان دست شما را فشار دهد اگر بیمار از دستور شما اطاعت می کند به وی بر چسب زرد زده  وبه سمت مریض بعدی بروید اگر بیمار هوشیار نیست از دستورات اطاعت نمی کند  یا اصلا واکنشی نشان نمی دهد به وی بر چسب قرمز بزنید  وبه سمت مریض بعدی بروید

سیستم تریاژJumpStart در کودکان

بمنظور تسهیل در تریاژ کودکان  کم سن وسال دکتر لومینگ  JumpSTARTرا ابداع کرد  این سیستم برای کودکان 1تا 8 ساله مورد استفاده قرار می گیرد شیر خواران کمتر از یکسال می توانند با کمک  JumpSTART تریاژ شوند  البته غربالگری بیشتر ممکن است ضروری باشد

علت کاربردJumpSTART در کودکان بیمار اساسا وجود برخی از تفاوتهای فیزیولوژؤیک خردسال در مقایسه با بالغین است در بیمار بالغ نارسایی تنفسی ناشی از حادثه تروماتیک معمولا بعد از از دست دادن شدید خون  همراه با نارسایی جریان خون یا آسیب شدید سر رخ میدهد  بنابر این بیمار بالغ با ایست تنفسی با احتمال بیشتری دچار میزان قابل توجهی از آسیب قلبی ناشی از خونرسانی کم وهیپوکسی می شود  که وضعیت او را خطرناک می کند

 

2

 دریک کودک معمولا این حالت برعکس است کودک معمولا به دنبال نارسایی گردش خون  وایست قلبی دچار  ایست تنفسی می شود ایست تنفسی در کودک خردسال ممکن است پس از دوره های کوتاهتر هیپوکسی به سرعت رخ دهد  کودک می تواند دچار  آپنه شود (تنفس نکند) ولی نبض ممکن است وجود داشته باشد  زیرا کودک هنوز بیش از حد دچار هیپوکسی نشده است  در این زمان باز  کردن راه هوایی و تهویه کودک ممکن است تا زمانیکه مراقبت اورژانس تر ارائه شود تهویه خود بخودی را تحریک کند

 

Jumpstart از همان مقوله start استفاده می کند  موارد زیر را مورد ارزیابی قرار خواهید داد

راه رفتن در صحنه حادثه

وضعیت تنفسی

وضعیت خونرسانی

 وضعیت ذهنی

 سیستم تریاژ JumpSTART برای هر کودک نباید بیش از 15 ثانیه طول بکشد

 

JumpSTART در بیماران سر پایی

 

هر بیماری که در صحنه حادثه راه میرود باید به سمت ناحیه سبز جهت تریاز ثانویه هدایت یا همراهی شود

 

ارزیابی تنفسیJumpstart

 

 اگر کودک در حال تنفس کشیدن است سرعت تنفس را ارزیابی کنید  اگر سرعت تنفس بین 15 تا 45 بار در دقیقه است نبض را بررسی کنید اگر بیمار بطور خود بخود نفس می کشد وسرعت تنفس کمتر از 15 بار در دقیقه است  و یا بیشتر از 45 بار در دقیقه  یا نامنظم است بر چسب قرمز به بیمارزده سراغ بیمار بعدی بروید  اگر تنفس و جود ندارد یا خیلی نامنظم است با استفاده از مانور دستی راه هوایی را باز کنید  اگر مانور راه هوایی باعث  شروع خود بخود تنفس بیمار شد بر چسب قرمز به بیمار زده سراغ بیمار بعدی بروید  اگر پس از باز کردن راه هوایی تنفس وجود ندارد نبض محیطی را چک کرده اگر نبض ندارد بر چسب سیاه بزنید به سراغ بیمار بعدی بروید  اگر پس از باز کردن راه هوایی  نبض وجود دارد  وتنفس دیده نمی شود 15 ثانیه تهویه  به ماسک را در حدود 5 تنفس انجام دهید  اگر بیمار همچنان آپنه است بر چسب سیاه زده به سراغ بیمار بعدی بروید اگر تنفس پس از JumpSTARTباز گردد بر چسب قرمز به بیمار زده  وبه سمت بیمار بعدی بروید

ارزیابی خونرسانی با JumpSTART

اگرنبض محیطی قابل لمس است وضعیت هوشیاری را بررسی کنید اگر هیچ گونه نبض محیطی وجود ندارد برچسب قرمز به بیمار بزنید  وبه سمت بیمار بعدی بروید  نبض باید در اندامی ارزیابی شود که کمترین آسیب را دیده است

ارزیابی وضعیت هوشیاری jumpstart

اگر کودک هوشیار است به صداپاسخ میدهد یا با نشان دادن محل به درد پاسخ میدهد اندام دردناک خود را کنار میکشد یا سعی میکند عامل دردناک را دور کند بر چسب زرد مناسب بیمار است  اگر کودک به تمام تحریکات پاسخ نمیدهدیا با اصوات مبهم یا حرکت نامناسب به درد پاسخ میدهد (محل درد را نشان نمیدهد یا جمع کردن و باز کردن اندام وی بدون هدف است ) بر چسب قرمز به بیمار بزنید و به سمت بیمار بعدی بروید

بر چسب زدن به بیمار

بالاترین اولویت قرمز-فوری

به بیمارانی اختصاص داده می شود که دچار وخیم ترین آسیب ها شده وممکن است با درمان انتقال سریع جان آنها حفظ شود

اولویت دوم –زرد-تاخیری

سطح دوم اولویت یا زرد بیمارانی هستند که دچار آسیبهای شدید شده اند هر چند با جود کمی تاخیر در در مان شانس بقای آنها همچنان خوب خواهد بود

3

 

پایین ترین اولویت-سبز-مینور

آسیبهایی هستند که تاخیر در درمان شانس بقای بیمار را کاهش نخواهد داد  معمولا شکستگیها  وآسیبهای بافت نرم بدون خونریزی شدید در این مقوله قرار می گیرد

سیاه-مرده-

سیاه برای بیمارانی در نظر گرفته می شود که حتی با درمان زنده نمی مانند یا کسانی که قبلا مرده اند  برای مثال بیماریکه دچار آسیب شدید سر همراه با خروج محتویات مغز اززخمی باز در سرش جراحتی کشنده دارد  وزنده نخواهد ماند.

درمان:

بیماران باید بر حسب اولویت از بخش تریاژبه بخش درمان منتقل شوند هرکدام ازبخشهای درمان باید متصدی درمانی داشته باشد که مسئول ارزیابیمداو مبیماران در حوزه خود باشد تنا بیماران قابل نجات را درمان کنید  واز انجاییکه مردگان آخرین کسانی هستند که منتقل می شوند بخش مردگان باید در محلی جداگانه و دور از دید باشد

اگر در بخش درمان مشغول بکار هستید یکی از مفاهیم کلیدی که باید به خاطر داشته باشید استفاده از میان برها در اسیبهایی است که حیات رت تهدید نمی کند  برای مثال به جای تلاش برای شکسته بندی هر کدام از اندامهای آسیب دیده بیماران را بوسیله تخته پشتی بلند بی حرکت کنید  به بیماری که توانایی دارد گاز پانسمانیبدهید واز او بخواهید که خوذد بیمار یا شخصی دیگر بر روی زخمی که خونریزی دارد بطور مستقیم فشار دهد

دسته بندی وانتقال

متصدی بخش دسته بندی آمبولانسهای موجود را کنترل کرده صورت برداری نموده   وبر اساس در خواست متصدی بخش انتقال به بخش درمان ارسال می کند

مسئول بخش انتقال مراقب است که آمبولانسها در دسترس بوده  و انتقال بدون دستور مدیرEMS  حادثه صورت نگیرد

برای انتقال موثر بیماران حادثه ای با چندین قربانی

1-         زمانیکه وضعیت بیمار ان در بالاترین اولویت پایدار است (راه هوایی باز شده ، خونریزی تهدید کننده حیات کنترل شده)انتقال آغاز میشود بر حسب تعداد بیماران یک یا دونفر از متصدیان تریاژی باید در امتداد ردیفهای بیماران حرکت کرده ومرتب وضعیت بیمران را از لحاظ تغییر کنترل کنند

2-         بیماران دارای بالاترین اولویت باید ابتدا و بلافاصله پس از درمان انتقال داده شوند –این بیماران پر خطر بطور یکنواخت دربین بیمارستانهای در دسترس شوند

3-         قبل از ترک محل حادثهEMT-B باید در مورد نحوه ترک محل (بهترین مسیر) وبیمارستان مورد نظر دستورات را از متصدی انتقال دریافت کند

4-         در حالیکه آمبولانس محل را ترک می کند متصدی انتقال باید به بیمارستان اطلاع دهد که آمبولانس در راه است  وشرح مختصری از وضعیت آسیب دیدگان ارائه دهد EMT-Bخودنبایدبا بیمارستان ارتباط برقرار کند مگر اینکه موردی اورژانسی در طی مسیر اتفاق بیفتد

5-         زمانیکه تنها بیماران باقیمانده در محل سر پایی هستند آنها را در اتوبوسی که بهمین منظور به محل آورده شده است سوار کنید 5 تا 10 نفر از کارکنانی که تجهیزت لازم را بهمراه دارند باید سوار اتوبوس شده  وبیماران ر ا به بیمارستانی دور از مرکزی که بیمار کمتری دارد هدایت کنند و در صورت تغییر در وضعیت بیمران در اتوبوس EMTهایی که حضور دارند می وتوانند موقعیت را کنترل نمایند

6-         ارتباطات

7-         ارتباطات موثر بین کارکنان اورژانس یکی ازدشوارترین جنبه های عملکردی حوادثی با چندین قربانیاست در MCI ممکن است درارتباطات رادیویی دچار انواع مشکلات شوید نقاط کور ارتباطی –دردسترس نبودن بطور مکرر ومسدود شدن شبکه  و...... اجازه ندهید مشکلات ارتباطی حواس شما را از مراقبت از بیمارز منحرف کند

 

4

 

کاهش استرس

امداگران نیز مانند اغلببیماران نسبت به فاجعه عکس العمل نشان میدهند موارد شایع عبارتند از ترس درمورد ایمنی کارکنان-گریه-عصبانیت-احساس گناه ناامیدی –خستگی  واحساساتیشدن تقریبا دو سوم امدادگران از واکنشهایطولانی مدت رنج می برند نیمی از امدادگران کابوس مکرر می بیندد  وخاطرات حوادث هفته ها وماها پس از حادثه تکرار می شود

برای کاهش استرس خود وسایر امداد گران

1-سعی کنید از تحت فشار قرار گرفتن خود بعلت شدت حادثه جلو گیری کنید  بادقت آسیب دیدگان را ارزیابی کنید وببنید کدام بیمار در اولویت درمان است  وسپس مبادرت به درمان کنید  یکی یکی از بیماران مراقبت کنید اینکار بشما کمک می کند تا حدی خونسردی خود را حفظ کنید

2-زمانی که هر امدادگری جهت انتقال به بخش کارکنان اعلام امادگی می کند استراحت کردن در فواصل منم احتمالا هر 1 تا2 ساعتباید به وی آموزشداده شود

3-اگر دور های استراحت چرخه ای موثر باشند همیشه تعداد کافی از ماداد گران جهت امداد رسانی وجود خواهد داشت

4- مطمئن باشید وظایفی متناسب با مهارت و تجربه به امداد گران پسپرده شده است

5- امداد گران را تشویق کنید با یکدیگر صحبت کنند صحبت کرد ن به تسکین استرس کمک می کند  افراد را از مکالمه بیهوده وشوخی کردن بر حذر دارید

 

 

مرکز مدیریت حوادث وفوریتهای پزشکی بوشهر

نوشته شده در جمعه 15 شهریور 1392ساعت 14:57 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |

پالس اکسی متری pulse oximetry
 

به نام خداوندی که در هر رنگی معنایی قرار داد.... چشم انسان برای تشخیص کم اکسیژنی خون بسیار ضعیف است . حتی در شرایط ایده آل ، پزشکان خبره نمی توانند کم اکسیژنی را تشخیص دهند مگر اینکه مقدار آن به مقدار 80% برسد . با آمدن پالس اکسی متر ، تحولی در تشخیص کم اکسیژنی خون رخ داد.

 

در ادامه ی مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 04 مرداد 1392ساعت 11:17 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |


مسير عصب واگ

اين عصب از ساقه مغز، از ريشه‌هايي در بصل‌‌النخاع که بعد از ريشه‌هاي عصب نهم جمجمه‌اي هستند، منشأ مي‌گيرد. اين ريشه‌ها عصب دهم را تشکيل مي‌‌دهند و از سوراخ «ژوگولار» ازجمجمه خارج مي‌شوند، بعد عصب واگ از غلاف شريان کاروتيد وارد مي‌شود و به سمت گردن، قفسه سينه و شکم پايين مي‌‌آيد و به اندام‌هاي داخلي مختلف عصب مي‌دهد. اين عصب علاوه بر اينکه به اندام‌هاي داخلي عصب مي‌دهد، اطلاعات حسي را از اين اندام‌ها به دستگاه عصبي مرکزي مخابره مي‌کند. 80 تا 90 درصد رشته‌هاي عصبي در عصب واگ اعصاب‌آوران هستند که وضعيت اندام‌هاي داخلي را به مغز اطلاع مي‌دهند. هر دو عصب واگ راست و چپ در غلاف کاروتيد، در کنار شريان کاروتيد نزول مي‌کنند. عصب واگ راست شاخه‌اي به نام عصب راجعه‌ حنجره‌اي راست را ايجاد مي‌کند که به دور شريان زيرترقوه‌اي (ساب‌کلاوين) مي‌پيچيد و دوباره از گردن در ميان ناي و مري بالا مي‌رود و به حنجره عصب‌دهي مي‌کند. بعد عصب واگ راست به سمت جلو مي‌آيد و از عقب وريد اجوف فوقاني مي‌گذرد و در پشت نايژه اصلي راست حرکت مي‌کند و شبکه‌هاي عصبي به قلب، ريه و مري مي‌دهد. عصب واگ چپ در ميان شريان کاروتيد اصلي چپ و شريان زيرترقوه‌اي (ساب‌کلاوين) چپ وارد قفسه سينه مي‌شود و از روي قوس شريان آئورت نزول مي‌کند. اين عصب يک شاخه راجعه حنجره‌اي چپ ايجاد مي‌کند که با پيچيدن به دور قوس شريان آئورت به سمت ناي و مري صعود مي‌کند. عصب واگ چپ پس از دادن شاخه‌هاي عصبي به قلب، شبکه عصبي در ريه و مري ايجاد مي‌کند و در نهايت با نام تنه قدامي واگ، از سوراخ مري در ديافراگم وارد شکم مي‌شود. عصب واگ رشته‌هاي پاراسمپاتيک حرکتي را براي همه اين اندام‌هاي داخلي از گردن تا نيمي از روده بزرگ (به جز غده‌هاي فوق‌کليوي) فراهم مي‌کند. عصب واگ همچنين به چند عضله اسکلتي هم عصب مي‌دهد، از جمله عضلات حنجره. به اين معنا عصب واگ مسوول وظايف متعددي از قبيل تنظيم ضربان قلب، حرکات دستگاه گوارش و تعريق دارد و همچنين در چند حرکت عضلاني در دهان، از جمله حرف زدن (از طريق عصب راجعه حنجره‌اي) و باز نگه‌داشتن حنجره هنگام نفس کشيدن نقش دارد. عصب واگ همچنين رشته‌هاي آوراني را به مجراي گوش خارجي و بخشي از پوشش مغز (مننژ) مي‌دهد. براي همين است فردي که داخل گوش‌اش را دستکاري مي‌کند، (مثلا براي تميز کردن موم گوش با گوش‌ پاک‌کن) ممکن است به سرفه بيفتد.

شرح وظايف واگ

رشته‌هاي عصبي حرکتي درون عصب واگ عمده‌ترين بخش «پاراسمپاتيک» دستگاه عصبي خودکار (بخش غيرارادي دستگاه عصبي) را تشکيل مي‌دهند. بخش پاراسمپاتيک دستگاه عصبي خودکار در مقابل بخش سمپاتيک اين دستگاه قرار مي‌گيرد و آثار اين دو بخش متضاد هم است. براي مثال، تحريک دستگاه عصبي پاراسمپاتيک ضربان قلب را کند و تحريک دستگاه عصبي سمپاتيک ضربان قلب را تند مي‌کند. تحريک عصب واگ ضربان قلب را کاهش مي‌دهد و تحريک شديد آن ممکن است حتي باعث ايست قلب شود. براي اولين بار «اوتو لووي» در سال 1921 نشان داد که تحريک عصب واگ در يک قورباغه به آزادي ماده‌اي مي‌انجامد که مي‌تواند ضربان قلب قورباغه ديگري را که تنها از طريق انتقال مايعات با قورباغه اول ارتباط داشت، کاهش دهد. او اين عامل ناشناس را «واگوستوف» ناميد. امروزه مي‌دانيم که پايانه‌هاي عصب واگ در محل گره ضربان‌ساز قلب يک واسطه شيميايي به نام «استيل کولين» آزاد مي‌کنند که سرعت ضربان قلب را کاهش مي‌دهد. اين تنظيم سرعت ضربان قلب به طور مداوم صورت مي‌گيرد و تأثير دستگاه عصبي سمپاتيک را متعادل مي‌کند. رشته‌هاي عصب واگ در ريه‌ها، عضلات صاف جدار مجاري هوايي را تحريک مي‌کنند و باعث افزايش مقاومت در برابر جريان هوا مي‌شوند (انقباض برونش‌ها). در اينجا هم دستگاه عصبي سمپاتيک در جهت مخالف باعث شل‌ شدن ديواره مجاري هوايي (گشاد شدن برونش‌ها) مي‌شود. رشته‌هاي عصب واگ در دستگاه گوارش عضلات صاف جدار معده و روده را تحريک مي‌کنند، اما در مورد دريچه حلقوي (اسفنکتر) خروجي معده، که باعث ماندن محتويات معده درون آن مي‌شود، اثر مخالف دارد و آن را شل مي‌کند. رشته‌هاي عصب واگ همچنين ترشح اسيد معده و آنزيم‌هاي گوارشي را که از معده و روده آزاد مي‌شوند، همچنين خروج صفرا را از کيسه صفرا تحريک مي‌کنند. عصب واگ ترشح هورمون‌هاي لوزالمعده که به ذخيره کردن مواد غذايي جذب‌شده کمک مي‌کنند،‌ را نيز تحريک مي‌کند. در مجموع اين تأثيرات دستگاه گوارش را حين و پس از غذا خوردن به کار مي‌اندازد‌ که باز در جهت متضاد با اثر دستگاه عصبي سمپاتيک است که دستگاه گوارش را غيرفعال مي‌کند.
تحريک شديد عصب واگ خطر دارد
فعال شدن عصب واگ به کاهش ضربان قلب، افت فشار خون و يا هر دوي اينها منجر مي‌شود. اين فعال شدن ممکن است در جريان بيماري‌هايي مانند يک التهاب ويروسي حاد دستگاه گوارش يا التهاب حاد کيسه صفرا، يا در پاسخ به تحريک‌هاي ديگر از جمله ماساژ سينوس کاروتيد در گردن، مانور والسالوا (حبس کردن نفس و زور زدن)، يا درد به هر علتي (مثلا کشيدن خون براي آزمايش) رخ دهد. اگر فعال شدن عصب واگ بيش از حد باشد، به خصوص اگر فرد دچار کم‌آبي بدن هم باشد، فرد غش مي‌کند و به اصطلاح «سنکوپ وازوواگال» رخ مي‌دهد. همچنين در مورد استرس عاطفي شديد که دستگاه عصبي سمپاتيک به شدت فعال مي‌شود، فعال شدن جبراني دستگاه عصبي پاراسمپاتيک با افت ناگهاني فشار خون و سرعت ضربان قلب مي‌تواند به غش‌کردن بينجامد. اين نوع غش‌کردن، سنکوپ وازووگال، کودکان کم‌سن‌وسال و زنان را بيشتر مبتلا مي‌کند و همچنين ممکن است باعث از دست رفتن کنترل ادرار در لحظات ترس شديد شود. تحريک انتخابي اين عصب مي‌تواند به عنوان يک شيوه درماني به کار رود. براي مثال، به نظر مي‌رسد تحريک عصب واگ براي افراد مبتلا به افسردگي مفيد باشد و همچنين گاهي از تحريک اين عصب براي درمان صرع استفاده مي‌شود.
نوشته شده در جمعه 04 مرداد 1392ساعت 11:07 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |

 

هيستري چيست؟

هيستري نمايش يك سري از علائم جسمي به دليل عوامل روحي است. اين علائم جسمي در حقيقت وجود ندارند. كلمه هيستري به طب يونان باستان بازمي‌گردد و استعمال آن كلمه بازتاب يك اعتقاد قديمي است كه هيستري منحصرا يك بيماري زنانه و معلول ناراحتي‌هاي اندام زنانه است.

در كاربرد روان‌پزشكي منظور از هيستري، حالتي در فرد است كه اضطراب را به نشانه‌هاي بيماري تبديل كند كه آن نشانه‌ها بعدا كم و بيش از بقيه شخصيت فرد هيستريك منتقل مي‌شوند.

براي مثال سربازي كه.....در ادامه ی مطلب بروید....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر 1392ساعت 13:21 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |

لیپودیستروفی ناشی از انسولین+ عکس
 
| نظر دهید

 یک آقای 55 ساله با سابقه 31 ساله دیابت نوع1 برای انجام ارزیابی های بالینی معمول مراجعه نمود. این مراجعه برای اولین بار در دو دهه گذشته برای وی انجام شده بود. رژیم انسولین وی شامل انسولین NPH و انسولین سریع الثر بود. در چندین سال از تشخیص دیابتش او عادت به تزریق انسولین در دومحل در منطقه اطراف ناف داشت. در لمس دو توده زیر جلدی جدا از هم مشاهده شد. هر دو توده سفت و نوسانی بودند. تشخیص بالینی وی لیپوهیپرتروفی ناشی از انسولین بود. این شرایط با کاربرد زیاد انسولین ایجاد شده است. توجه دقیق می بایست متمرکز باشد بر آموزش صحیح روش های تزریق انسولین، تغییر محل تزریق و معاینه مداوم محل های تزریق. لیپوهیپرتروفی می تواند با وضعیت گلیسمیک خون همراهی داشته باشد و می تواند باعث بدشکلی بشود. به بیمار توصیه شد محل تزریق را به طور مداوم تغییر دهد و از سوزن 6 میلی متر به جای سوزن 8 میلی متر استفاده کند. انسولین NPH با انسولین گلارژین عوض شد. بیمار متعاقبا چهت پیگیری مراجعه ننمود.
  
 
عکس در ادامه ی مطلب
 

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر 1392ساعت 10:07 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |

 

سکته مغز دومین عامل شایع مرگ در بزرگ سالی و شایعترین علت معلولیت اکتسابی است. این بیماری در افراد طبقات متوسط و پائین اجتماع شایعتر است. احتمال عود سکته مغزی و سکته قلبی ومرگ در ماههای اول بعد از حمله سکته مغزی زیاد است. نظر به اینکه ....به ادامه ی مطلب بروید..


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر 1392ساعت 10:00 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |

 
 

در میان بیماری ها هیچ کدام را نمی توان یافت که مثل سنگ کلیه، دردناک و زجرآور باشد. سنگ کلیه، عارضه ای است که در آن مواد معدنی و پروتئین ها در ادرار شروع به کریستال شدن می کنند. سنگ ها، کوچک و سخت بوده و در یک یا هر دو کلیه دیده می شود. سنگ های کوچک معمولاً توسط ادرار بی آنکه بیمار خود متوجه شود، دفع می شود ولی سنگ های بزرگ با بروز درد در ناحیه مثانه و کلیه همراه هستند. درد معمولاً ابتدا در ناحیه پشت، درست پایین دنده ها ظاهر شده و طی چند ساعت یا چند روز از سمت حالب (لوله های عضلانی باریک که ادرار را از کلیه ها به مثانه منتقل می کند) به کشاله ران می رود. داشتن سابقه خانوادگی سنگ کلیه، مصرف فراوان الکل، کاهش مصرف کمتر از ۳ لیتر آب در روز، رژیم غذایی غنی از کلسیم و قرار گرفتن در آب و هوای گرم و خشک از مهمترین مواردی است که باعث تشکیل سنگ کلیه می شود. سنگ کلیه یک بیماری بازگشت پذیر است. اگر قبلاً از سنگ کلیه رنج می بردید عمل به توصیه های زیر برای جلوگیری از تولید مجدد سنگ ضروری به نظر می رسد. روزانه ۲ تا ۳ لیتر آب بنوشید. از مصرف فرآورده های لبنی در صورتی که مبتلا به سنگ کلسیمی فسفری بودید، خودداری نمایید. از نوشیدن زیاد قهوه خودداری کنید. کافئین موجود در قهوه دفع کلسیم از ادرار را افزایش می دهد و از آنجا که وجود مقدار زیاد کلسیم در ادرار باعث تشکیل سنگ می شود، محدود کردن نوشیدن قهوه بسیار ضروری است. اسیداوریک خود را کنترل کنید، بدین منظور گوشت، ماهی و مرغ کمتری بخورید تا میزان اسید اوریک ادرار شما پایین بیاید. میزان مصرف غذاهای اگزالات دار نظیر شکلات، اسفناج، نوشابه های گازدار، سبوس گندم، توت فرنگی و قهوه را کاهش دهید. برای شما که در معرض ابتلای مجدد به سنگ کلیه هستید، بهترین رژیم غذایی، رژیمی از نوع کم چرب و پرفیبر است.

نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر 1392ساعت 09:56 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |

طرف لکنت زبون داشته.زنگ میزنه اورژانس که بیان جنازه ی همسیاشو ببرن!

میگه:اااالواااوورجانس ،این ههههمسسسایمووون­ ممممرده!
یه آمبولانس میفرررررستین؟!

…طرف میگه: آدرستون؟!

یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه:ظظظظظ! troll13.png
… … …طرف میگه :ظفرمنظورته ؟ troll20.png

میگه: نننننننـــنه!

طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه!

۲هفته بعد همین اتفاق میفته بازم طرف میگه:آدرستون؟

باز زبونِ یارو بندمیاد میگه: ظظظظ! troll11.pngtroll11.png
طرف میگه ظفر؟ میگه:ننننه!

باز مامور اورژانس فکرمیکنه سرکاره قطع میکنه! troll5.pngtroll5.png

۳!ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه:
اااااووووورژانس­، این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گند گررررررفته یه آمبولانس ببفرستیییین!

طرف میگه :آدرستون؟!

باز زبون یارو بندمیاد میگه: ظظظظ!
از اونور میگن :آقامنظورت ظفره؟! troll11.png

طرف میگه :آآآآررررره آآآآشغااااال؛ troll7.png
آآآآررره کککککثافت troll7.pngtroll7.png
ککشووووندم آورددددمش ظفرببییییا بببرش!!!!!! troll7.pngtroll7.pngtroll7.png

نوشته شده در شنبه 08 تیر 1392ساعت 22:48 توسط hamedemt| ارسال نظر(0) |

ماندن آهنگ‌ ها در ذهن

1396 علت ماندن بعضی از آهنگ‌ ها در ذهن

جدیدترین تحقیقات و مطالعات صورت گرفته توسط محققان آمریکایی حاکی از آن است که علت ماندگاری بعضی آهنگ ها در ذهن این است که باعث “خارش” مغز می‌شوند که تنها با تکرار همان نغمه برطرف می‌شود.

 

این نوع آهنگ‌ها که به “کرم گوش” معروفند معمولاً دارای مضمونی شاد و ترجیع بندی تکرار شونده‌اند و حالتی میان گیرا و عصبی دارند.

به گفته پروفسور جیمز کلاریس از کالج مدیریت تجاری دانشگاه سینسیناتی آمریکا، آهنگ‌هایی مانند “وای ام سی ای” اثر گروه “مردم روستا” (Village People)، “ماکارینا” اثر “لوس دل ریو” و “چه کسی سگها را ول کرد” (Who Let The Dogs Out) اثر “باها من” را از جمله این دسته آهنگ‌ها می‌داند.

پروفسور کلاریس گفت: “خارش ذهنی استعاره‌ای است برای توضیح چگونگی در خاطر ماندن آهنگ‌ها، برخی آهنگ‌ها دارای خواصی مشابه هیستامین‌ها (موادی که در واکنش به آلرژی در بدن تولید می‌شوند) هستند و باعث خارش مغزی می‌شوند.”

به گفته وی تنها راه خاراندن این خارش ذهنی این است که نغمه مزاحم را بی وقفه در مغز خود تکرار کنیم.

پروفسور کلاریس نتایج اولیه تحقیقات خود درباره “کرم گوش” را در همایشی در زمینه روانشناسی مصرف کنندگان عرضه کرد و گفت تقریباً همه انسان‌ها گاه و بیگاه دچار خارش ذهنی می‌شوند.

او گفت: “در طول مطالعات دریافتم که نود و هفت تا نود و نه درصد جمعیت در مقطعی زمانی در برابر کرم گوش آسیب پذیرند، اما مسلماً برخی از مردم آسیب پذیرتر از سایرینند؛ زنان معمولاً بیشتر در معرض آنند و موسیقیدان‌ها بیش از سایر افراد دچار آن می‌شوند.”

این تحقیقات بخصوص برای صنعت موسیقی پاپ که در پی رونق بازار است و همچنین برای تولیدکنندگان آگهی‌های تجاری جالب است که معمولاً برای فرو کردن نام‌های تجاری در مغز مصرف کننده از قطعات گیرا و کوتاه استفاده می‌کنند.

کریس اسمیت که حرفه‌اش تصنیف چنین قطعاتی است می‌گوید هم در تولید آگهی و هم آهنگ‌های پاپ باید قطعه‌ای ساخت که وقتی شنیده شد براحتی و بسرعت فراموش نشود.
به گفته وی، یکی از عناصر اصلی کرم گوش، عنصر تکرار است و حفظ نغمه‌ای با محتویات متغیر و گوناگون آسان نیست.

کریس اسمیت کرم گوش را برای مقاصد نغمه‌ای می‌دانند که مردم بتوانند سریع حفظ کنند و همانطور که در خیابان قدم می‌زنند تکرار کنند، البته به قیمت خرد شدن اعصاب بقیه مردم.

گردآوری: گروه سرگرمی توپ فان

منبع : فان پاتوق

نوشته شده در پنج‌شنبه 06 تیر 1392ساعت 20:45 توسط hamedemt| ارسال نظر(1) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران